اخبار 11 جولای 2009 - 16 سال پیش زمان تقریبی مطالعه: 13 دقیقه
کپی شد!
0

سوژه های مسابقات خردسالان و نونهالان تهران و توابع

 

 

سوژه هایی که در طی برگزاری مسابقات خردسالان و نونهالان تهران و توابع رخ داد را می توانید در ذیل مشاهده کنید.

اول از آقای اکبر اموری بگوییم که مسئولیت برگزاری مسابقات بر عهده او بود البته می دونید که ایشون مسئول کمیته مسابقات پایتخته. ما که متوجه نشدیم ایشون روز مسابقه در واقع چه کاری انجام می دادند . یه کت شلوار تیره نو پوشیده بود،  البته در هوای ۳۹ درجه سالن آزادی با ازدهام جمعیت بالغ بر …..

اکبر خان هم به شکایات رسیدگی می کرد و هم  جدول قرعه کشی دستش بود و اسامی هوگوپوشان رو از پشت میکروفون می خواند البته می دونید که ماشااله اکبر آقا احتیاجی به میکروفن نداره و از طرف دیگه نقش انتظامات رو هم خوب ایفا می کرد و ناگفته نمونه که هنگام برگزاری مسابقات به دلیل ذیق وقت به وزن هایی که مسابقشون تمام می شد مدال و حکم اهدا می شد.  اکبر آقا مرتب پیگیر غذا ، پذیرایی ، رسیدگی به هماهنگی زمینها و زیر نظر داشتن بازیها که نکنه خدای نکرده در حق کسی اجحاف بشه بودو حتی اگر گوشه ای از زمین سالن چیزریزی  مشاهده می کرد بی اهمیت از کنار او نمی گذشت .

خلاصه ما که دلمون برای این بنده خدا سوخت .می دونیم که او جز سبک وزن های تکواندو است ولی با این حال فکر می کنم چند کیلویی هم تو این دو روز کم کرده باشه .

 

 

 

بریم سراغ داوران ، اونا که ماشااله از بس با هم هماهنگ هستند به دلیل اینکه یه وقت از این هماهنگی کاسته نشه هر چند دقیقه یکبار دور هم جمع می شدند و با هم هماهنگ می شدند . دیگه بقیه اش رو هم که شما می دونید…!

آقای صادقی خودمون ، هم که مرتب دست مجروهش رو گرفته بود ، کار فیزیوتراپی را با دست دیگرش در این فرصت مناسب انجام می داد او هم مرتب راه می رفت و به داورانش می گفت بیشتر هماهنگ بشین و تقریباً مشکلاتشون رو پیگیری می کرد، گاهی هم کسانی که از باخت شاگردانشون ناراحت بودند به ایشون مراجعه می کردند . البته ما که گوش کردیم متوجه موضوعی نشدیم آخه دبیر کمیته داوران ما آذری زبان هست ما هم که آذری نمی دونیم .

 

 

 

 

 

 

 فکر می کنم اگر نوبتی هم که باشه نوبت کمیته قضایی ما هست که نماینده این کمیته آقای کوروش نظری بود، ما که متوجه نشدیم میز ایشون کجاست ، آخه نیست این کمیته خیلی فعاله ماشااله مرتب کوروش خان دور این چهار شیاپ چانگ راه می رفت. البته نمی دونم انرژی جوونی بود یا از دقت بسیار زیادش بود. چند لحظه ای هم آمد پیش ما نشست یک مقدار صحبت کرد، ماشااله با توجه به اینکه آقا کوروش جوونه، خیلی پر تجربه است و همه جارو دور زده.

 

 

 نشسته بودم داشتم از صحبتهای استاد برجی با آن لهجه شیرینش درس می گرفتم که دیدم  آقای کرمی آمد، می شناسینش که؟!!!!   همون زحمت کش سازمان لیگ دیگه .

چی بگیم ، می گن رئیس کس دیگست ولی خود به خدایی خیلی کاردون و زحمت کشه .خداییش بین این همه آدم یکی باشه که کار درست  باشه ما میگیم حاج آقا کرمی سازمان لیگه ، خلاصه با کلی خوشحالی یک برگه تیکه پاره که نمی دونم از کجا آورده بود آورد اومد جلو وگفت این اسامی بچه های شمیرانات هست … من خیلی زحمت کشیدم برای شمیرانات ۲ سال برنامه ریزی کردم ، ده تا مسابقه برگزار کردم تا تونستم امروز ۴۷ تا شاگرد بیارم اینجا ، حالا هم این همه مدال گرفتند برای ما.اگه می شه  تو خبر ها بنویسید… بنویسید که برای اولین بار تکواندوکاران شمیرانات شرکت کردند و چند تا مدال گرفتند .ما هم واقعاً خوشحال شدیم که حاج آقا حاصل زحماتش رو دیده بعد هم آقای سلطانی یکی از مربیان زحمت کش شمیرانات رو هم به ما معرفی کرد و گفت :”خبر ما رو توی هر روزنامه ای زدند بهشون بگید: آقای سلطانی به خانواده هاشون بگه چون براشون خیلی مهمه.  ما هم یک چشم گفتیم که یه جورایی دلشون خوش باشه . ناگفته نمونه که این خبر رو توی هفته نامه های رزم آور، جوانه ، جسم و جان ، عصر ورزش و نیرو زدند. راستی یادمون رفت بگیم که آقای کرمی رئیس هیئت تکواندو شمیرانات هم هست .

 

در این موقع دیدم یکی از داوران به ما اشاره می کنه که یکی از بچه ها در کنار شیاپ چانگ خوابیده. گفتم بابا این دیگه کیه… دقیقاً زیر بلند گو با آن همه سر و صدا تازه از صبح تا به حالا هم کلی کتک خورده بود و کلی هم کتک زده بود و هنوز همه مسابقاتش تمام نشده بود ما هم از این موقعیت نهایت سوء استفاده رو کردیم و رفتیم  که عکس بگیریم که یک دفعه  فلش دوربین زد و طفلکی از خواب پرید ولی مهم این بود که ما عکسمونو گرفتیم .

 

در حین رفتن بودم که دیدم یکی داره صدام می زنه برگشتم نگاه کردم و دیدم ای بابا اینکه همون مشت خیر اله خودمونه . آقای ابوالقاسمی مسئول کمیته آموزش پایتخت بحق که سال ۸۷ برنامه خیلی جالبی رو پیاده کرد . ۶ تا کلاس آموزشی داوری و مربیگری برگزار کرد .خداییش خیلی کار درسته.  کاری به اینکه می گن بد اخلاقه نداریم .حالا بگذریم …

خلاصه ما رو صدا کرد و من دیدم یک برگه نازکتر از برگه آچار دستش هست یه مقدار که دقت کردم دیدم مسئول برگزاری ناپرهیزی کرده و حکم داوری نمونه را به آقا خیر اله ما داده . ایشون هم گفت می خواستم  اینو شمام  ببینید بهش گفتم وایسو می خوام ازت عکس بگیرم ، یه مقداری خجالت کشید و گفت من که نگفتم از من عکس بگیرید . این که شما تو سی چهل تا روزنامه بزنید که ابوالقاسمی داور ملی تکواندو کشور نمونه شده کافیه، دیگه عکس لازم نیست که . بالاخره ما هم عکسمونو گرفتیم که شما هم مشاهده کنید که چقدر این قضاوت کننده تهرانی خجالتیه …!!!!

 

 

این آقای مشکین قلم خودمون ، نمی دونید چقدر حرص خورد . در این  مسابقات واقعا از دل و جون زحمت کشید . خداییش هم فنیه هم زحمتکش ، خیلی هم با کلاسه . می گین نه خودتون تو عکس ملاحظه کنید.

 

 

 

 

 

بین این همه مربی به غیر از استاد برجی تیپش به یک کوچ می خورد، بابا این تهرونیا انگار نه انگا که تو پایتخت زندگی می کنند . یکی با دمپایی می یاد، یکی با پیژامه ، یکی با زیر پیراهنی و … . بگذریم این دبیر کمیته پیشکسوتان خودمون این چند روزه تعداد زیادی هنر جو آورده بود و خداییش هم خوب درخشیدند ولی این بنده خدا خیلی اذیت شد.تنها اشکالی که داشت این بود که تا وقتی که بچه هاش می بردند خوشحال بود، وقتی پای باخت می اومد وسط اصلا نمی شد طرف ایشون بری .البته تو باختاشون هم واقعا حق رو می گفت و با پیگیریاش به حق خودش رسید .

 

 

موضوعی که واقعا قابل توجه بود این بود که دیدیم یکی از مربیان که کوچ هنرجوش بود زمانی که بین مبارزات هوگوپوشش می آمد کنار شیاپ چانگ تا استراحت بکنه به جای اینکه مبارزه گر رو بشونه و استراحت بکنه اون بچه طفل معصوم که کلی هم کتک خورده بود سراپا بود و خودش از روی صندلیش تکون نمی خورد و تند تند آب می خورد و با بچه بیچاره صحبت می کرد. حالا چی می گفت خدا می دونه .ما هم از این فرصت استفاده کردیم و یکی دو تا عکس گرفتیم و به یکی از مربیان گفتیم همه چیز بر عکس شده به جای این که بچه بیچاره بشینه خستگی درکنه مربی به صندلی چسبیده بلند نمیشه  ما هم کف دستمونو بو نکرده بودیم که  این جریان مثل اون جریان میشه که ننم به خالم گفت، خالم به عالم گفت . دیدیم که مربی آمد سراغ ما و گفت شما فکر نکنید که من فنی نیستم . باور کنید که تو کلاس مربیگری ، فلان مدرس گفت : چونکه اون زمان مبارزه گر ضربان قلبش بالا هست نباید بشینه. تو رو خدا یه موقع اینو سوژه نکنید . می گن شما از من عکس گرفتید. ما هم گفتیم بله ولی مطلبی که شما گفتید هم می نویسیم . جای نگرانی نیست .واقعا که مربیان  پایتخت نشین همشون فنی هستند . نمونه بارزش هم این که هر چی مربی تیم ملی هست از تهرانه .یکی شهرستانی بود که اون هم خودش استعفا کرد و میدان رو برای تهرانی ها بیشتر باز کرد .

این مطلب هم بگیم که خدای نکرده جفا نباشه در حق مربیان شهر تهرون.

این مربی کسی نبود جز آقای امین نواز… !!!!!!!!!!!

 

 

در پایان هم اکبر خان اموری اعلام کرد که بهترین مربی خردسالان توابع دامون شده البته ما اول اشتباه شنیدیم فکر کردیم آمون را می گه گفتیم بابا اون خدا بیامرزها که از بدتر هم یه چیزی بدتر بودند . اما وقتی گوشامونو تیز کردیم دیدیم بابا آقای دامون ابوالقاسمی رو می گه . میشه این ضرب المثل را زد که فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تنده .خداییش هم خوب کوچ گری می کرد و هم شاگردای خوبی را به این مسابقات آورده بود. به همین دلیل هم ایشون رو به عنوان مربی تیم خردسالان انتخاب کردند.

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده
سید محمد جعفری
مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *